شاید اون ۱ به تنهایی اصلن رقمی نباشه اما اگه بخوایم بگیم
۱ ینی سال ، اونوقت ۳۶۵ روز رو تو یه سال خلاصه کردیم.حالا اگه
یه ۱ دیگه بهش اضافه بشه ۷۳۰ تا میشه.
الآن ۷۳۰ روزه که اینجا متن نوشته می شه! با معنی یا بدون معنی بودنشون رو کاری ندارم.
به هر جهت ۲ سال میشه !
اینجا ،۷۳۰ روزگیت مبارک !
امشب اتفاقی می افتد !
آخرش هم جمع ترازنامه ات نمی خونه و نتیجه
صورت سود وزیادنت ، زیان می یاد
تازه می فهمی که احتیاج به یه استراحت داری !
تقصیر ماشین حسابت نیست ! مشکل از مخ توئه !
شبیه هر کسی هستم
جز خودم !
به کوتاهی عمر ماست !
+ دیالوگ یه سریال تلویزیونیه که یادم نمی یاد کدومش بود!
دیگه هیچ کاری نمی شه!
من کلاْ نامه نگاریم خوبه.ینی فکر کنم که خوب باشه.شایدم به خاطر علاقه ام باشه.به هر جهت وقتی دیدم miss dark من رو به یه بازی که مربوط به نامه نگاری می شه دعوت کرده ، کلی ذوق کردم.
نامه ای به مرضیه برومند.
سلام.مثله همه ی نامه های دنیا که بعد از سلام حال طرف مقابل رو می پرسن ، من هم حال شما رو می پرسم.حالتون چطوره؟! بعده این همه سال فعالیت و کار کردن خسته نیستین؟هرچند به نظرم هنر چیزه متغیر و متنوعی نسبت به همه ی رشته ها باشه.آدم بیشتر کیف می کنه تا خسته بشه .فکر می کنم هر کس اسم شما رو بشنوه و برنامه های قدیمی شما رو دیده باشه ، یاده اولین چیزی که می یفته زی زی گولو باشه.ینی منم مثله بقیه ها یاده همین می یفتم.یادش بخیر.چقدر اون ورد مخصوص رو امتحان می کردم اما هیچ وقت هیچ اتفاقی نمی یفتاد.بچگی هم عالمی داره.
اما این فقط نیست.خونه ی مادر بزرگه هم یکی دیگه از داستان هاتونه که هیچ وقت از یادم نمی ره.تا اونجایی که یادمه همه مخمل رو دوست داشتن اما من همیشه عاشق هاپوکومار بودم با اون چشمایه خمارش!
اما جدا از این ها و برنامه های موندگارتون که آدم رو می بره به همون دنیایه قشنگ بچگی و رویاهاش ، وقتی یه بار دیگه اسمتون می یاد من یاده مستقل بودن و خود اتکایی می یفتم.شاید این به خاطر تنها بودنتون باشه.اینکه بدون اتکا به یه مرد مثله مرد پا به پایه همه پیش می رین و تلاش می کنین.این برایه من خیلی مهمه.براتون آرزو می کنم همیشه مثله همیشه باشین.
+ ترجیحا ْ این بار تو این بازی کسی رو به بازیه مجدد دعوت نمی کنم.
+ شایدم احساس سبک بالی !
که از توش
می شه خدا رو خیلی خوب دید !
+ در کل بهتره گاهی هیچی مهم نباشه ! حتی خوده کلمه ی مهم هم جدی جدی مهم نباشه!